خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دو نکته درباره ی کوه رَوی های بی پایه و اساس

    خبر کوتاه است: کوهنوردی که اسفند ماه گذشته در مسیر جنوبی قله دماوند سقوط کرده بود، پس از دو ماه جدال با مرگ، درگذشت.

    1- شنیدن و خواندن خبرهای مرگ و ناپدید شدن در کوه های شاخص ایران همیشه حالم را بد می کند. بسیاری از این افراد، کوهنوردانی هستند که به برنامه ای فراتر از توان و تجهیزات خود رفته بودند. شاید اگر این افراد با در نظر گرفتن تجربه و تجهیزاتی که دارند، به جای دماوند کوههای مناسب تری را برای صعود انتخاب می کردند، این همه مرگ و میر اتفاق نمی افتاد. به دفعات دیده ام کسانی را که تازه چند ماه است که ورزش کوهنوردی را انتخاب کرده اند، در اولین تابستانی که می رسد راهی دماوند می شوند؛ بسیاری بدون حتی ذره ای حمل کوله! کوله ها را بر دوش قاطران انداخته و به زور مصرف قرص های ارتفاع خود را به قله می رسانند. شلوغی پناهگاه های دماوند در روزهای آخرهفته ی تابستانی حکایت از عطش سیری ناپذیر برخی افراد به صعود هر ساله ی دماوند (از تمام جبهه ها، در تمام فصل ها) برای پر کردن رزومه دارد. پیش آمده که از من می پرسند: چه کوههایی را صعود کرده ای؟ و هنوز جواب را نشنیده می گویند: من تمام قله های ایران را زده ام! و احتمالاً منظورشان از "تمام قله ها" دماوند و علم کوه و سبلان و کرکس و تفتان و هزار و بینالود و الوند از مسیرهای معمولشان است و بس. و هرگز ندیده ام که واقعاً تمام کوه های سه هزار متری در نزدیکی شهرشان را قبل از صعود دماوند و علم کوه صعود کرده باشند؛ چه رسد به این که بخواهند صعودی فنی از مسیری جدید انجام دهند. واقعاً چرا حتماً دماوند؟ چرا حتماً علم کوه؟ به نظر من تا وقتی کوهنوردی تجربه و تجهیزات مناسب و جواب درخوری برای این سؤالات نداشته باشد، بهتر است به جای صرف هزینه و زمان زیادی که رفت و برگشت به این کوه ها برای شهرستانی ها در بر دارد، تلاش کند کوه های اطراف شهر خود را بهتر بشناسد و حداقل گاهی به آنها صعود کند!

    2- در کوه هایی که با گروه های مختلف صعود کرده ام، یک مسئله به شدت مشهود بود: اینکه برخی کوهنوردانی که در تمام مدت صعود به قله ساکت بوده اند و نفسی برای صحبت نداشته اند، هنگام برگشت از قله به شدت پر حرف شده و در باب تجاربشان از کوه سخن سرایی کرده اند. دیده ام که این کوهنوردان برای افرادی که مبتدی بوده اند درباره ی اینکه چطور توانسته اند "سبلان را با دمپایی" و "دماوند را با اسپورتکس" صعود کنند صحبت کرده و آنها را تحت تأثیر قرار داده اند. این افراد اشتباهاتی را که با بی توجهی و غرور کاذب مرتکب شده بودند نه تنها خطا نمی دانستند، بلکه به آن تفاخر هم می کردند. در صورتی که احتمال وقوع حادثه در تمام داستان هایشان وجود دارد و اگر نیک بنگریم، نه به خاطر توان بالایشان، بلکه به خاطر شانس زیادشان از حادثه جسته اند. من دلم برای مبتدیانی که با چشمانی شگفت زده و ستایشگر به آنها می نگرند می سوزد و نگرانم از اینکه با این الگوهایی که برای کوهنوردی خود پیدا کرده اند، هر کدام از آنها می توانند با ادامه ی این جوّ "کوهنوردی بدون تفکر و مطالعه" در معرض حوادث مختلف قرار بگیرند. همیشه این افراد را در آخر برنامه به کناری می کشم و اهمیت شرکت در کلاس های پایه ی کوهنوردی و همچنین مطالعه درباره اصول این ورزش را به آنها یادآور می شوم.

    ***

    موضوعاتی که درباره شان نوشته ام، شامل تمام حوادث کوهنوردی نمی شود. چه بسا کوهنوردان باتجربه و با تجهیزاتی که آموزش اصولی و مطالعه ی درستی درباره ی ورزش کوهنوردی انجام داده اند و متأسفانه در دام حادثه افتاده و جان باخته اند. با شنیدن خبر این حوادث در صدد شدم تا این دو موضوعی را که در میان کوهنوردان ها زیاد می بینم در اینجا به اشتراک بگذارم. شاید جرقه ای شد در ذهن کسی تا بدون عجله برای صعود قله های شاخص ایران، گام به گام کوه های زیبای این سرزمین را با آرامش زیر پا بگذارد و در کنار کوهنوردی، از تجارب استادان واقعی این ورزش استفاده کند.


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : صعود ,کوهنوردی ,تمام ,کرده ,دماوند ,ورزش ,صعود کرده ,کرده اند، ,ورزش کوهنوردی ,برای صعود ,
    دو نکته درباره ی کوه رَوی های بی پایه و اساس

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده